قهرمان ميرزا عين السلطنه

1219

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

شهر هم نوشته بود شهرت كذب بود . و الله برويم بهتر است . خود حضرت و الا مىداند . نوكرها دلشان نمىآيد و نمىگذارند . سفيركبير عثمانى در اين ميانه كاغذ مهماندار رسيد [ كه ] سفير مىآيد . تلگراف خراب [ بود ] و از منجيل خبر نرسيد . تهيهء آنچه لازم بود و مقدور شد ديده شد . شمس الدين بيك سفيركبير ، محمد ربيعى پاشا سفير فوق العاده و حامل نشان به مهماندارى مدير الملك گيلانى ، مظهر بيك نايب دوم سفارت فوق العاده با يك نفر « يوغوس » « 1 » نام اجزاء ، يك ساعت به غروب مانده وارد شدند . مهماندارها آمدند . كسالت دارند و عذر خواسته بودند اما صلاح ديدند من ديدن كنم . لهذا مغرب آنجا رفتم . خيلى احترام كردند . خيلى معقول و تربيت شده بودند . تركى تمامش حرف زديم . از زحمت برف و سرماى راه صحبت شد . از جنگ يونان و عثمانى صحبت كرديم . خوب حالى شدم . تركى عثمانى هم نزديك است به تركى ما . مدير الملك ابدا نمىفهميد . خيلى خيلى خوش گذشت . صبح هم به ديدن نيامد . اما مىگفت لباس رسمى ندارم و بطور خصوصى ميل دارم شرفياب شوم . شمس الدين بيك چهار سال قبل هم در طهران سفيركبير بود . خيلى مؤدب و معقول است . غبطه به وضع عثمانيها عثمانيها عجب تربيت‌شده و پيش‌رفته‌اند . الان يكى از ممالك آباد متمدن روى زمين محسوب مىشوند . دولت ايران خيلى خيلى از آنها عقب مانده و حال آن‌كه هميشه تا صد سال قبل ترجيح داشتيم و عثمانيها مقهور ايرانيها بودند . اما حالا ابدا برابرى ندارد . چندين درجه پست‌ترست ، از هر حيث بازمانده و او برترى و ترجيح دارد . يك ساعت از شب رفته منزل آمدم . كوكب خانم نوشته بود حورى جان مثل بلبل حرف مىزند . خداوند حفظ كند . احضار به طهران جمعه دوم ذيقعده - ديشب دو ساعت و نيم از شب رفته بود رئيس تلگراف‌خانه آمد تلگرافى داد . حضرت اجل صدراعظم زده بودند . محض تفريغ حساب و عمل

--> ( 1 ) - در اصل بقض .